انگارعلی دایی ازقبل میدونسته قراره 4تایی بشه !!


http://s4.picofile.com/file/7979107197/fgsaxvds.jpg

___________________________________________

چندتاخاطره ازفرهادمجیدی دارم که گفتم اینجا بنویسمش شاید جالب باشه براتون...

اولیش برمیگرده به شب قبل ازدربی 69سال 89..سال 89من 14سالم بود وتاحالاورزشگاه ازادی نرفته بودم..

پدرم همیشه بهم قول میداد یه روزواسه دربی منومیاره تهران ولی نمیشد..اون موقع فرهادمجیدی رومیشناختم ولی مثل الان دوسش نداشتم.. عادی بود..مثل بقیه بازیکن ها..ساعت 8شب رفتیم ترمینال و7صبح رسیدیم تهران.. کل تهران بوی دربی رو داشت..ماشین ها یا قرمربودن یاابی..همه تاکسی هافقط روبه ورزشگاه میرفتن ..

اتوبوس ها و...

قبلا شنیده بودم ورزشگاه ازادی روز دربی ازصبح پرمیشه واسه همین میترسیدم جابهمون نرسه..طرفای ساعت 9بود که رسیدیم درورزشگاه ..خیلی شوروشوق داشتم استادیوم ازادی روازنزدیک ببینم ..رفتیم داخل ورشگاه وبرخلاف چیزی که فکرشو میکردم 10هزارنفربیشترتوی ورزشگاه نبودن..ماهم رفتیم پشت دروازه نشستیم..

ازساعت 9صبح تا ساعت فکرکنم 6 که بازی شروع شد رویه صندلی نشستیم که واقعاخیلی سخت بود..

بازی شروع شد وتیم ها بازی خیلی بدی روانجام دادن وبازی زیاد هیجان نداشت..دقیقه 86شد که بابام گفت پاشو بریم این بازی تافردا هم گل نمیزنن..تاشلوغ نشده برسیم میدون ازادی..رفتیم بیرون ونشستیم سوار یه اتوبوس که رادیو روشن کرده بود وبازی روگزارش میکرد...حالا درمیانه های میدان جباری پاس بلند توپ به مجیدی میرسه ..داره تک میشه فرصت وگلللللللللللللللللل... تاگزارش گرگفت گل همه ازاتوبوس ریختن بیرون ومنم هم خوشحال ازگل استقلال بودم وهم ناراحت ازندیدن گلی که واس 500کیلوتراومده بودم...طرفای ساعت 9میدان ازادی بودیم وخواستیم سوار اتوبوس بشیم که تلوزیون گل فرهادرونشون داد..وقتی گلش رودیدم یه جوری شدم..یه حسی بهم دست داد که هیچوقت نداشتم...ازهمه بدتراون خوشحالی بعدازگل قشنگش که بدتر دیوونه م کرد.. این دربی گذشت و من بعداز این دربی عاشق فرهادشدم وهمه بازی های استقلال روبه عشق فرهادمیدیدم..

___________________________________________

2- دربی 71:

من دربی 70هم رفتم استادیوم که باگل برهانی بازی روبردیم ولی زیاد نچسبید بهم..

امادربی 71...قشنگ ترین بازی عمرم که ازاستقلال دیده بودم به نظرم دربی 71بود..این بازی جایگاه نشسته بودم وکامل بازی رومیدیدم...توپ رسید میداوودی یه شوت محکم زدو دوازه بان گرفت ..برگشتش رو ندیدم کی زد فقط فهمیدم گل شده..اولش فکرکردم خسروزده ولی همه گفتن فرهاد بوده..اره ..بازم فرهادبود وبازم گلش به پرسپولیس..ازته دلم دادزدم...نیمه اول رو1-0بردیم..نیمه دوم شروع شد وچندثانیه بعدازبازی جباری ازوسط زمین یه شوت محکم زد که معمار زاده فقط خوردن توپ به تیرک دروازه رونگاه کرد..خلاصه دربی 71خیلی کیف دادحتی اون بازی میتونستیم 6تاییشون کنیم ولی نشد..

______________________________________

3-استقلال -سپاهان جام باشگاه های اسیا..

فرهاد وسط فصل رفت قطر ...بازی باسپاهان بود وبازی رو2-0باختیم..بعدازبازی خیلییییییی ازدست فرهادشاکی بودم چون اگه بودمطمئنم میبردیمشون...بعدازباخت کلی گریه کردم که کاش فرهاد بودواینم گذشت

___________________________________

4-خداحافظی فرهاد..

دقیقه 89بود که تعویض باید انجام میشد ونیکی به جای فرهادبیادبه زمین..یه حسی ته قلبم میگفت الان خداحافظی میکنه و......... اره لباسشو دراورد...همین که اینکاروکرد به مادرم گفتم تموم شد دیگه!!مادرم کلی حواسش بهم بود که ببینه گریه میکنم یانه ولی اون لحظه یچ واکنشی نشون ندادم..چند دقیقه بعد اومدم تواتقم وتوی سایت ها عکس گریه هوادارارودیدم که چه قدربراش گریه کردن ومنم همینطوراشکم سرازیر شد وتایه ساعت تموم نشد..

___________________________________________

ودراخر..عشق فقط یک کلام..فرهادعلیه السلام





همیشه عاشقت میمونم اسطوره